خرید بک لینک

درباره سایت

امکانات وب

دستهایممی لرزیدحتی نتوانستمپروازش دهمقاصدکی را کهخبر آورداما تو روی کمک من حساب کنبروپرواز کنسوی او کهدوستت ندارد....فرزانه کوتی + نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 22:42 توسط فرزانه کوتی  | 

برچسب: نویسنده: آرتمیس بهرامی تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 16:50

ما راهمون جداجداسیه قصه ی دنباله دارکنار هم مسافریم شبیه ریلای قطار یه شب میون راه مایه سایه ی بی انتهانگاهتو ازم گرفتکشید میون سایه هامی بینمش میون مونگرفته شب های منوداره تو گوش ت می خونهتموم شعرای منوبه حرمت وفای شعربه یاد شب های غزلبه صبح رویای محالبه سفره ی نون و عسلخیال کن این یه قصه بودمیون دفترای ماواسه دلای بی تپشمسافرای بین راهبه آسمون شهرمون به چشمای شراب توبه رهگذار خاطره نگاه نیمه خواب تو میمونه ردپای تو کنار واژه های من تا گرگ و میش رویاها تا صبح بوسه های منخونه ی خوش نشین منچاهااار خونه های توخیال گونه های منرو خواب شونه های توفرزانه کوتی

برچسب: نویسنده: آرتمیس بهرامی تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 16:50

عقل چه می فهمد که احساس هم منطق خودش را دارد دوستت نداشته باشم که چه بشود که تنهایی و بیزاری مرا با خودش به کدام گور ببرد فرزانه کوتی

برچسب: نویسنده: آرتمیس بهرامی تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 16:50

صفحه بندی